تبليغاتX
وقتی سکوت می کنی به تو ایمان می آورم...
...روز از پی خیال تو از خانه میروم... شب در سکوت خلوت من خانه میکنی... من می نویسم از تو و از لحظه های عمر... پایین خاطرات من امضا نمیکنی؟
مرا ببخش معنا
بابت تمام حرف هایی که از تو گفتم و گوش های نامحرمان شنیدند...
بابت تمام چشم های نامحرمی که به تو و عاشقانه هایت افتاد...
مرا ببخش معنا...
+ نگاشته شده در  چهارشنبه 14 دی1390لحظه دلتنگی 16:24  به قلم مسافر کویر  | 

خدا مرا از تو -  و شاید هم تو را از من - کَند،
تا به خودش پیوند بزند.

این روزها، احساس عاشقی میکنم معنا. عشقی وصف ناشدنی به شاه ِ غریب ِ خراسان...

+ نگاشته شده در  سه شنبه 26 مهر1390لحظه دلتنگی 17:8  به قلم مسافر کویر  | 

من،
     تو را،
 به دلم قول داده بودم؛

بدقول شده ام...

+ نگاشته شده در  سه شنبه 15 شهریور1390لحظه دلتنگی 16:42  به قلم مسافر کویر  | 

ایمان من به چشم های تو، چیزی نبود که بشود انکارش کرد معنا...
+ نگاشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390لحظه دلتنگی 16:36  به قلم مسافر کویر  | 

یادش بخیر، یک زمانی...

+ نگاشته شده در  پنجشنبه 16 تیر1390لحظه دلتنگی 14:59  به قلم مسافر کویر  | 

جواب تمام اشک هایی که امروز بالشتم رو خیس کردن کی قراره بده؟
تو؟ یا خدا؟...

+ نگاشته شده در  دوشنبه 19 اردیبهشت1390لحظه دلتنگی 0:24  به قلم مسافر کویر  | 

هنوز هم صدای سازت رو دوست دارم...
+ نگاشته شده در  دوشنبه 8 فروردین1390لحظه دلتنگی 14:27  به قلم مسافر کویر  | 

دلم برای عاشقانه نوشتن تنگ شده. فقط همین.
+ نگاشته شده در  چهارشنبه 6 بهمن1389لحظه دلتنگی 3:7  به قلم مسافر کویر  | 

تو نیستی. مدتهاست که نیستی. شاید از اول هم نبودی. اما من هنوز برایت می نویسم؛ دیگر چه فرقی می کند که تو باشی یا نباشی

+ نگاشته شده در  چهارشنبه 3 آذر1389لحظه دلتنگی 13:12  به قلم مسافر کویر  | 

باید بنویسم...
+ نگاشته شده در  سه شنبه 27 مهر1389لحظه دلتنگی 14:51  به قلم مسافر کویر  | 

میخوام از هرچیزی که من رو به این صفحه پیوند میزنه فرار کنم. حتی اگر یک دوست خیلی خوب باشه...

+ نگاشته شده در  سه شنبه 16 شهریور1389لحظه دلتنگی 0:28  به قلم مسافر کویر  | 

یه ماه رمضون دیگه هم اومد. مدت هاست که دیگه هیچ لحظه ای انتظار بودنت رو نمیکشه٬ حتی ماه رمضونا...

+ نگاشته شده در  شنبه 23 مرداد1389لحظه دلتنگی 10:36  به قلم مسافر کویر  | 

هیچکس نمیدونه... هیچکس هیچوقت نمیدونه که دلیل این همه اشک های من تو بودی...

آرزوش به دلم موند که یه بار اشکام رو از روی صورتم پاک کنی و با لبخند بگی « گریه نکن... »

+ نگاشته شده در  دوشنبه 18 مرداد1389لحظه دلتنگی 14:5  به قلم مسافر کویر  | 

سه نقطه های تو گاهی هزار واژه و من
هنوز در تب يك نقطه از لبت بی تاب

هميشه معنی صد اضطراب. من، بی تو
هميشه ديدن بی پرده ی شما در خواب

چه عاشقانه ی پوچی! تو خوب می دانی
 ميان اين همه رويا، فقط تويی كمياب

و من چه خسته تو را چون سراب می جويم
چه فصل خالی و تلخی ست سهم من زين خواب!

كجاست آنكه ز من آتشی بگيراند
بسازد از تن من  قطعه قطعه های مذاب

و يا حضور تو را قصّه قصّه ، فصل به فصل 
بخواند از تو غزل های نابِ بي پاياب

خدا کند که غزلهای آخرم باشد
خدا کند که شوم در غمت خراب خراب

چه روزگار غریبی ست نازنین، آری
نه حرف مانده برایم، نه عشق های مجاب

بیا تمام کن این انتظار را در من
بدون شرح و سه نقطه  پر از حکایت ناب
.
.
.
یکی نبود و یکی بود و او نبود ... و من
هنوز در تب یک نقطه از لبت بی تاب

+ نگاشته شده در  پنجشنبه 24 تیر1389لحظه دلتنگی 18:1  به قلم مسافر کویر  | 

داشتم دسته گل های قبلی را نگاه میکردم. من به این آدمها چه بگویم معنا؟...
+ نگاشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389لحظه دلتنگی 20:28  به قلم مسافر کویر  | 

رویایت٬ هنوز هم دلنشین است معنا...
+ نگاشته شده در  دوشنبه 7 تیر1389لحظه دلتنگی 20:29  به قلم مسافر کویر  | 

میبینی؟... در هیچ کجای این دنیا مرا بی نام تو نمی شناسند معنا...
+ نگاشته شده در  چهارشنبه 2 تیر1389لحظه دلتنگی 1:2  به قلم مسافر کویر  | 

گریه...
     گریه...
           گریه...

فقط همین!...

+ نگاشته شده در  سه شنبه 18 خرداد1389لحظه دلتنگی 2:18  به قلم مسافر کویر  | 

معنا حق من از این زندگی بود خدا. من از روزگارت نمیگذرم!
+ نگاشته شده در  یکشنبه 16 خرداد1389لحظه دلتنگی 0:7  به قلم مسافر کویر  | 

میترسم از دوست داشتن ات جایی بنویسم معنا و چشم نامحرمی به آن بیافتد، میرسم...
+ نگاشته شده در  جمعه 14 خرداد1389لحظه دلتنگی 3:35  به قلم مسافر کویر  |